دیروز اراد جون به استقلالیت خودش شلوارش رو در اورد رفت دستشویی شماره ١ رو انجام داد و خودش شلوارش رو پوشید و کشید بالا بالاخره بعد از کلی مکافات و درد اراد جون دندونش در اومد وقتی بعداز ظهر دهنش رو نگاه کردم در نیومده بود ولی زیر لثش معلوم بود شب که ساعت ١٢ نگاه کردم دیدم نصف لثش پاره شده و خون اومده و دندونش از زیر لثش در اومده و ی بوس تو دهنش رو کردم الانم اومده بالا سرم مونده و میگه ماجرای پهلوان و مینویسی؟ منظور از پهلوان خودشه که همیشه با مردا کشتی میگیره اراد متنفر ه از اینکه مامانش دامن بپوشه و میگه مامان تو عروس نشو ولی خودش امروز حوله اش رو پیچیده به من و میگه مامان برات دا...